سنت‌های ازدواج در بدخشان

بدخشان ولایتی در شمال شرق افغانستان است. این ولایت ۲۸ ولسوالی دارد و در کنار زبان فارسی که زبان مشترک همه‌ی مردم این ولایت است به هشت زبان دیگر نیز تکلم می‌کنند.

تکثر و تنوع فرهنگی، رنگ‌های تباری، زبانی و مذهبی در بدخشان سبب تفاوت در سنت‌ها و رواج‌های عروسی نیز شده است اما در این یادداشت به مهم‌ترین و معروف‌ترین رسوم عروسی در بدخشان می‌پردازیم.

۱٫ همسر گزینی: در بدخشان اکثریت ازدواج‌ها را خانواده‌ها تنظیم می‌کنند. به گونه‌ی معمول پدران و مادران برای پسران جوان شان همسر انتخاب می‌کنند. اما از ازدواج‌های عاشقانه هم استقبال می‌شود.

۲٫ افسقالی/ خواستگاری: پس از گزینش یا «زیر چشم کشیدن دختر» چه انتخاب خانواده باشد و چه عاشقانه، مرحله‌ی خواستگاری شروع می‌شود. خانواده‌ی داماد مکلف است که پس از رای زنی و مشوره با نزدیکان خویش، جمعی از افراد با نفوذ محل را جمع کرده و به خانه‌ی پدر دختر برود، در افسقالی یا خواستگاری زنان نقش فعال تر دارند.

۳٫ دستمال دهی/ گپ گیری: در این مرحله به گونه‌ی معمول بانوان خانواده‌ی داماد با یک مقدار شیرینی و دستمال نزد خانواده‌ی عروس می‌روند، اگر دستمال و شیرینی از سوی خانواده‌ی دختر مورد قبول قرار گیرد به این معنا است که این پیوند در حال شکل گیری است.

۴٫ شیرینی‌خوری: مراسم شیرینی‌خوری بستگی به وضعیت اقتصاد خانواده‌ی داماد دارد، اگر داماد وضعیت مالی خوبی داشته باشد غذای چاشت و اگر نداشته باشد خویشاوندان و دوستان شان را برای صرف چای صبح که شامل شورچای و کلچه‌ی نمکی است، دعوت می‌کنند. در اخیر هر مهمان یک بسته‌ی از نقل و چاکلیت بنام «نقل نامزدی» را دریافت می‌کند.

۵٫ رهبینی/ راه بینی: پس از رسمی شدن نامزدی پسر و دختر خانواده‌ی عروس، داماد را به مهمانی فرا می‌خواند. در این مهمانی داماد و اعضای خانواده و نزدیکانش شرکت می‌کنند، گاهی عروس و داماد برای اولین بار همدیگر را در مرحله‌ی راه‌بینی ملاقات می‌کنند.

۶٫ دیدار های دزدانه: این یکی از هیجانی‌ترین و جالب‌ترین سنت‌های ازدواج در بدخشان است.دیدارهای دزدانه به گونه‌ی معمول به دور از از چشم پدر و برادر عروس صورت می‌گیرد، مادر و یا خواهر عروس نقش تسهیل‌کننده‌ی یک ملاقات پنهانی میان عروس و داماد را دارند.

مراسم عروسی در بدخشان طولانی‌تر است و کم از کم دو هفته زمان می‌گیرد. در این بخش به چند مورد عام اشاره می‌کنیم.

۱٫ قلِنگ بری/ خرج عروسی: زمانی‌ که ترتیبات عروسی گرفته می‌شود خانواده پسر با چند تن از بزرگان محل برای گرفتن لیست مصارف عروسی نزد خانواده دختر می‌روند و خانواده‌ی دختر لیستی از مواد مورد ضرورت شان را به خانواده داماد می‌سپارند. خانواده‌ی داماد پس از تهیه‌ی مواد مورد ضرورت تمام خویشاوندان و نزدیکانش را دعوت به چای صبح می‌کند و مردم پس از صرف چای صبح خرچ عروسی یا قلنگ را به خانه عروس می‌برند.

۲٫ طوی خبری/ دعوت به عروسی: یک یا دو روز قبل از مراسم چند تن از خانم‌ها شروع به خبر کردن مردم می‌کنند. دختران جوان خیلی علاقه دارند تا طوی خبر کن شوند و مقدار پولی به عنوان طویانه از هر خانواده بدست بیاورند.

۳٫ سرتراشان: در گذشته‌ها که آرایشگاه و سلمانی کم پیدا بود، موی و ریش داماد در روز عروسی در صحن حویلی آرایش می‌شد که این حالت را سر تراشان می‌گویند. آرایشگر آهسته آهسته به موی شاه قیچی می‌زند، دوستان و نزدیکان شاه هر کسی به قدر توان خود بر سر شاه پول می‌پاشاند و این پول را دست مزد سلمان می‌کنند.

۴٫ کالابری: تمام زنانی که به مراسم کالابری دعوت شده اند اقارب عروس به خانه‌ی عروس و اقارب داماد به خانه داماد برای صرف غذای چاشت می‌روند و خویشاوندان داماد پس از صرف غذای چاشت لباس و زیوراتی که برای عروس و تحایف که برای خانواده عروس خریداری کرده اند را با مقداری کلچه و شیرینی به خانه عروس می‌برند و در آنجا یک زن بلند شده و تمامی تحایف را بلند کرده به مردم نشان می‌دهد.

۵٫ شب حنا: روزی که شبش به نام شب حنا است خانواده‌های داماد و عروس اقارب دور و نزدیک شان را جهت صرف غذای چاشت دعوت می‌کنند که این دعوت ویژه‌ی مردان است. در اخیر شب حنا هفت دختر مجرد به دستان عروس حنا می‌گذارند.

۶٫ شب نکاح: فردای شب حنا مراسم نکاح برگزار می‌شود. داماد و عروس به گونه‌ی معمول در این روز با لباس سپید ظاهر می‌شوند که شگونی برای سپید بختی یا خوشبختی‌شان است. اقارب داماد او را به خانه عروس می‌آورند و پس از خواندن خطبه‌ی نکاح و انجام مراسم ایجاب و قبول دختر را با خود به خانه‌ی داماد می‌برند.

۷٫ پس شاه و عقل عروس: یک یا دو نفر از اعضای کاروانی که شاه راه همراهی می‌کند به عنوان «پس شه» به خانه عروس می‌روند. در جریان ادای مراسم نکاح در پهلوی داماد او را همراهی می‌کنند و در وقت رفتن از خانه عروس یک دست لباس به عنوان هدیه دریافت می‌کنند. پس شه تلاش می‌کند ظرفی را به صورت مخفیانه از خانه‌ی عروس با خود ببرد. این کار به نیت دزدی صورت نمی‌گیرد بلکه از آن بابت است که می‌گویند اگر ظرفی و یا چیزی را از خانه‌ی عروس با خود بیاورند گویا عقل عروس را دزدیده اند و این عروس در خانه شوهرش دست به ماجرا جویی و سرکشی نمی‌زند.

۸٫پا تخص/ پای تخت شاه: معمول است هنگامی که شاه به خانه‌ی پدر عروس می‌رود، همگان به زمین می‌نشینند، به غیر از شاه، برای این که شاه به زمین بنشیند خانواده‌ی عروس باید چیزی را مثل اسپ، بز، گاو و زمین، به نام پای‌تخت شاه به وی اهدا کند.

۹٫قد برابری: قد برابری مرحله‌ای است که پس از خواندن خطبه‌ی نکاح داماد را وارد محفل زنانه در خانه‌ی پدر عروس می‌کنند و در میان زنان، عروس و داماد کنار هم می‌ایستند. در این مرحله عروس و شاه تلاش می‌کنند که در لگد کردن پای همدیگر پیشی گیرند. به باور عام هر کدام که پای دیگری را پیشتر لگد کند تعبیرش این است که او تا آخر غالب و حاکم می‌ماند.

۱۰٫ سلمه/ سربند: هنگامی که کاروان عروسی از دهی به دهی می‌گذرد، اهالی روستا به گونه‌ی معمول جوانان راه کاروان عروسی را با تناب و یا زنجیر می‌بندند و مانع ایجاد می‌کنند، این مانع را سلمه یا سر بند می‌گویند. کاروان عروسی برای عبور از موانع ایجاد شده باید یک مقدار پول به جوانان بپردازد.

۱۱٫ چای صبح و نان چاشت عروس: فردای روز عروسی یک تعداد از زنان خانواده‌ی عروس در یک یا دو چای جوش بزرگ شورچای همراه با کلچه‌ی نمکی، خجور و اگر زمستان باشد حلوای سفید به خانه‌ی عروس و داماد می‌برند و چای صبح را با خانواده‌ی داماد می‌نوشند. بعد به ساعت چاشت نیز در چند دیگ بزرگ چند نوع غذا آماده کرده و تعداد دیگر زنان به خانه عروس و داماد می‌برند و تا شام رقص و بازی می‌کنند.

۱۲٫ شکانی/شه کانی: روز بعد از عروسی تمامی مهمانانی که در روز های مراسم عروسی از طرف داماد دعوت شده بودند به مبارکی نزد داماد می‌آیند و هر کدام به اندازه‌ی توان خود تحفه‌ای با خود می‌آورد.

۱۳٫ سرشوان: یک هفته پس از ختم مراسم عروسی زنان خانواده‌ی عروس با تعدادی از اقارب نزدیک شان لباس‌های دوران مجردی عروس را با چند جوره لباس نو و تحایف دیگر به خانه‌ی عروس و داماد می‌برند. در آنجا غذای چاشت را صرف می‌کنند و تا نزدیک شام دف می‌زنند، آواز می‌خوانند و می‌رقصند.

۱۴٫ خسر سلام: چند روز پس از ختم مراسم عروسی داماد به خانه خسرش دعوت می‌شود. داماد هر کسی را که خواست دعوت می‌کند و برای صرف غذای چاشت به خانه خسر داماد می‌روند. در برگشت تعدادی از تحایف که به گونه‌ی معمول اسباب خانه می‌باشد، از طرف خسر به داماد تقدیم می‌شود. داماد اگر قبل از این دعوت به خانه‌ی خسرش برود برای خودش بی‌احترامی محسوب می‌شود.

نویسنده: عطیه مهربان

ممکن است شما دوست داشته باشید