یک روز بدون زن

هشتم مارچ حالا به یک سنت تاریخی تبدیل شده است و زنان در سراسر جهان آن را به عنوان سر آغاز همبستگی زنان برای مبارزات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بر علیه نابرابری‌های جنسیتی، گرامی می‌دارند. سلسله مبارزات سازمان یافته‌ی زنان برای برابری حقوقی، زمانی رقم خورد که کارگران زن کارخانه‌ی نساجی در هشتم مارچ سال ۱۸۵۷ میلادی دست به اعتصاب و تظاهرات گسترده زدند. کارگران زن در این کارخانه خواهان مزد متناسب با ساعت‌های کاری و همچنین برابر با دست مزد کارگران مرد، بیمه، تعطیلات هفتگی، حق داشتن رخصتی زایمان، برابری حقوقی در برابر قانون با مردان و بهبود شرایط سخت کاری شان بودند. اما با گذشت دو قرن از آغاز مبارزات زنان، مظاهر مختلف تبعیض جنسیتی همچنان به قوت خود باقی است. بر پایه‌ی همین سنت تاریخی ۸ مارچ، هنوز هم زنان در سراسر جهان با یاد آوری از مبارزات زنان کارگر به منظور حفظ همبستگی زنان و دستیابی به حقوق برابر اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شان تظاهرات و اعتصاب‌های بزرگی را سازمان دهی می‌کنند.
پس از جنگ جهانی دوم، در سه دهه‌ی اخیر، وضعیت حقوقی زنان در کشورهای مختلف جهان بار دیگر موجب نگرانی‌های جدی فمینست‌ها شده است. هر روزه گزارش‌های فجیعی از قربانی شدن زنان به گوش می‌رسد. رشد نیروهای راست در جهان، سیاست‌های لیبرالیستی جدید که منجر به ایجاد شکاف عمیق میان طبقه فقیر و ثروتمند شده که بار گران اقتصادی آن را زنان حمل می‌کنند، رشد افراط‌گرایی و بنیادگرایی در حیطه‌ی مذاهب اسلامیست‌ها ( قاره آفریقا و آسیا) حقوق کمرنگ زنان در سایه سنت‌های کشورهای مختلف، این‌ها همه عواملی هستند که زنان را وا داشته تا ایده‌ی فراملیتی اعتصاب عمومی را تحت عنوان «یک روز بدون زن» مطرح کنند. این ایده در واقع از بزرگ‌ترین نماد جنبش زنان در لهستان، اعتصاب کاری زنان در آیسلند و اعتراض عمومی زنان آرژانتاینی، الهام گرفت که در اعتراض به لایحه‌ی ممنوعیت سقط جنین، خشونت جنسی و نابرابری اقتصادی (دست مزد برابر با مردان) در ماه اکتوبر ۲۰۱۶ به جاده‌ها ریختند. طوری که ملیون‌ها زن کار‌های خود را ترک کرده و حتا دانشجویان دختر صنف‌های درس را برای یک روز تحریم کردند. در پرتو این سه اعتراض رادیکال، سایر فیمینست‌ها بر آن شدند تا از ۸ مارچ ۲۰۱۷ نیز به همین شیوه تجلیل کنند. اما طرح اعتصاب عمومی مورد استقبال تمام فمنیست‌ها قرار نگرفت.
دلایل زیادی وجود دارد تا توافق نظر بر تطبیق این طرح شکل نگیرد. زنانی هستند که همان روز در وظیفه باقی می‌مانند تا کار خود را ادامه دهند و یا این که یک روز کاری با پرداخت یا بدون پرداخت حقوق داشته باشند. سازمان دهندگان اعتصاب آنان را تشویق به گرفتن یک روز رخصتی می‌کنند. در ایالات متحده داشتن خط مشی کاری که کارمند را حمایت کند، به گونه‌ی اغلب، نیست به عنوان مثال، زنان بی‌شماری که کارگران دستمزد هستند حق این را ندارند که آن روز را به کار نروند. تعدادی از مادران که طلاق گرفته، نمی‌توانند که کودک خود را برای یک روز نزد مردی بگذارند تا در طول روز از کودک مراقبت کند. بسیاری از زنان در جوامع آسیب پذیر بنابر عدم امنیت شغلی قادر نیستند که به اعتصاب بپیوندند. این‌ها می‌گویند ما اعتصاب نمی‌کنیم به‌جای آن خدمات مهم‌تر دیگر را انجام می‌دهیم که برای زنان ضروری‌تر است، از جمله خدمات بهداشتی، باروری و امثال این‌ها، که گرفتن یک روز کاری آنان هزینه بالای اجتماعی را برمی‌دارد. ارزش این کار را باید دانست. اما سازماندهندگان اعتصاب استدلال می‌کنند که در واقع این خود نقطه‌ی عطف اعتصاب است که تظاهرات همراه با اعتصابات اثبات می‌کنند که زنان چطور پر بهاترین بخش از جامعه را تشکیل می‌دهند. چه کار آنان پشت میز یک بیمارستان باشد، در خانه و یا هم در گنکره، یک روز حضور نداشتن ما می‌تواند جامعه را فلج کند. در مورد مسوولیت‌هایی که به شدت به آن اعتقاد داریم، احساس امنیت باید کرد. تا این‌که دولت کوشش‌های خود را برای سلامت و رفاه زنان در روند بدون برگشت، آغاز کند. بنابر این همه به خوبی می‌توانند، فقط یک روز، نقش زنان را در ایجاد عملکرد جهانی بازی کنند. ازین رو باید پذیرفت که زنان امروزی در زندگی عمومی و نیروی کار نقش بیشتری را نسبت به نسل‌های گذشته ایفا می‌کنند.
امروز امکاناتی برای زنان وجود دارد تا زندگی خود را بسازند، کار مستقلی را آغاز کنند و حق انتخاب سرنوشت خود واین را که می‌خواهند همسر و مادر شوند یا مستقل باشند، داشته باشند. اما پیشرفت حاصل شده برای آن که فکر کنیم عدالت و برابری به دست آمده است، کافی نیست. زنان هنوز هم نقش کمتری دارند و مزدی می‌گیرند که اغلب بی ارزش بوده و خودشان نیز گاهی نادیده گرفته می‌شوند. کارآفرینان زن هنوز عقب رانده می‌شوند و در دسترسی به خدمات بهداشتی و فرصت‌های کلی با محدودیت مواجه اند. زنان بر آینده خودشان تسلط ندارند و به این ترتیب این همه گفتگو درباره این که چه کسی اعتصاب می‌کند و چه کسی نه، مشخص است. هنوز هم استقلالیت زنان به رویت امتیازات روزانه آنان تعین می‌شود. دقیق از همین رو اعتصاب مهم است. همچنین این خود یک دلیل شده می‌تواند که یک روز بدون زن به راستی امکان پذیر است، به آن شرط که روش‌های زنان ثابت باقی بمانند تا یک روز غیبت آنان مشکل ساز شود. اعتصاب تا زمانی با اهمیت شمرده نمی‌شود که جنبه سیاسی داشته باشد، به خصوص زمانی که مروت زنان مورد بحث قرار گرفته و به حقوق آن‌ها به عنوان زیر مجموعه توجه شود.
کار کردن می‌تواند یک بازی سیاسی هم باشد. هر زنی که نمی‌تواند امروز اعتصاب کند، خود دال بر محدودیت آنان است و این یادآور اهداف و خط مشی ما برای مبارزه است. زنی که امروز کار می‌کند نیازمند دستمزد قابل توجهی است، او به تضمین حقوق بازنشستگی نیاز دارد، او نیاز به مراقبت از کودکان دارد، او نیاز به حق دسترسی به آموزش، مراقبت‌های بهداشتی، سرمایه‌داری و غرفه‌ی رای گیری دارد، او نیاز به حقوق برابر و احترام برابر در محل کار و در همه عرصه‌های جامعه دار، او نیاز به احساس امنیت از طرف شریک زندگی، پلیس، جهان دور و بر خود، و هر فردی که به طرف وی خصومت آمیز ببیند، دارد. او باید از امنیت و آینده‌ی اطفال خود مطمین باشد. زن باید فهمیده شود، او نیاز به توجه دارد و سزاوار آن است، او سزاوار این همه است.

ترجمه و تخلیص: سینا حوا